پرنسس كوچولوي مامان

چهارماهگي مامان

1394/9/18 9:49
نویسنده : ماماني
1,077 بازدید
اشتراک گذاری

روزها يكي يكي گذشت هر روز به اميد رسيدن به چهارماهگي تقويمو ورق زدم تا اينكه به اين ماه قشنگ رسيدمو كم كم حالم بهتر شداصلا قابل مقايسه با قبل نيستم الان ميتونم صبحانه كه وحشتناكترين وعده غذايي از نظرم بودو بخورم ميتونم آب بخورم و از مزه اش بدم نياد اما هنوز قرصاي ضد تهوع رو ميخورم هموز از يخچالمون حالم بد ميشه و نميتونم درشو با خيال راحت باز كنم.دقيقا چهارماهي هست چيزي رو گاز نپختم و بابايي بيچاره مجبور بود تو اين مدت يه پيك نيك بزاره تو بالكن و براي خودش شام درست كنه و همونجا بخوره و بعد آخرشب كه من خوابم بياد وظرفاشو بشوره تا من بويي حس نكنم. خلاصه اونم ميگه منو با اين بچه نقره داغ كرديخندونک

اما هنوز ميگه حاضره بازم اين شرايطو دوباره تحمل كنه و بعدها دوباره يه بچه ديگه بياريم اما من ميگم عمراً و اصلاًتعجب

عزيزم توي سه ماهگيت با بابايي رفتيم سونوگرافي و سونوي NT رو انجام دادم خيلي دوست داشتم بدونم ني ني خوشگلم دختره يا پسر وقتي منو بابايي تو روي توي صفحه نمايش ديديم با اون كله بزرگت يك لحظه هم لبخند و خنده از لباي ما دور نميشد.دكتر بعد از كلي بالا و پايين كردن عكسات آخرش گفت كه احتمال داره ني ني دختر باشه. و ما كلي ذوق كرديم و تا اومديم بيرون به خانواده هامون زنگ زديم و خبر اومدن دخملي رو داديم.زیبا

از اون روز تا حالا دارم فكر ميكنم كه چه اسم دخترانه اي انتخاب كنم كه قشنگ باشه و خوشم بياد اما هنوز كه اسمي جذبم نكردهخطا

اينم دومين عكس سونوي ني ني نازم كه ان شالله اول سالم باشه و بعدم دختر

سونوي بعديم توي دي ماه هست وقتي كه 5/5 ماهه ميشم و اونموقع ميشه با اطمينان گفت كه قند عسل هستي يا شاخ نبات البته من ميگم تو شاخ نباتيمحبت

دلم ميخواد زودتر اين ماه دي هم بگذره و استرس امتحاناتم كه از كلاسهام هيچي نفهميدم و معلوم نيست چه جوري ميخوام پاسشون كنم بگذره و ذهنم كاملا ماله توبشه .قربونت برم الهي محبت

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)